چندی پیش حالی دست داد تا اندکی یادداشت های دوره دانشجویی را تورق کنم روی یکی از برگه های قدیمی چیزی نظرم را جلب کرد فرازهایی از وصیت نامه امام(ره) که در سطر آخر دور آن جمله که ایشان می فرمایند ملاک وضع حال افراد است را خط کشیده بودم البته با اندکی حاشیه که استادی آن زمان نقل کردند.
برایم این جمله همیشه معنا داشته است٬ مگر چه اتفاقی درون انسان می افتد که تمام اعتقادات و منش گذشته خود را می تواند کنار بگذارد و انسانی دیگر شود. گاه این تحولات آنقدر بزرگ است که همه را شگفت زده می کند و انسانی را دوباره متولد و یا به خاک نیستی می کشاند.
به شخصه افراد زیادی را در طول زندگی دیده ام که در رده های مختلف اجتماعی و سیاسی متحول شده اند٬دانش آموزان تنبلی که سه سال دبیرستان را با تجدیدی و مردودی گذراندند و سال چهارم با رتبه دو رقمی بهترین دانشگاه های کشور قبول شدند٬ مؤمنانی که جای پینه سجده بر چهره داشتند و به جرم ربا خواری و کلاه برداری در زندان هستند و سیاسیونی که دم از ولایت و خط امام می زدند و تشت رسوایی شان از بام افتاده است.
بسی دلایل مختلف برای این تحولات یافته ام که حوصله خواننده را سر خواهد برد. به یمین دروس معارف و منابر اگر از هر کس بپرسی که دلیل اینگونه تحولات چیست دلایل بسیاری از غرور و طمع و حسد و جاه و مقام گرفته تا تلاش و پشتکار و تحقیق و شاید ماوراء الطبیعه را تحویلت بدهند. اما اگر بگویی تحولات مثبت به کنار٬ آقای فلانی تو خود کلاهت را قاضی کن چرا اینطور منفی شدی؟ حتما جوابی سر بالا خواهد داد. راستی ما آدم ها چرا از پشت پنجره چشم همه چیز می بینیم الا خودمان و کارهایمان!؟
نوجوان که بودم با سادگی و پاکی آن دوران٬ بعضی آدم ها را که می دیدم؛ با خودم می گفتم مگر می شود انسان عاقل و سالم این کارها را بکند؟ اما وقتی بزرگتر شدم و چرب و شیرین دنیا کار خود را کرد دیدم چه خوب پاها سر می خورند!!!
امروز رهبری فرزانه در نماز جمعه تهران نکته ای را به سیاسیون گوشزد کرد که ناظر به همین معنا است ایشان اینگونه گفتند:
"فعالان سياسى، مسئولان، صاحبان قدرت، صاحبان مسئوليت هاى گوناگون و متنفذين بشدت بايستى مراقب آن باشند، مسئلهى انحراف و فسادپذيرى شخصى است؛ همهمان بايد مراقبت كنيم. انسانها در معرض فسادند، در معرض انحرافند. گاهى لغزشهاى كوچك، انسان را به لغزشهاى بزرگ و بزرگتر و گاهى به پرتاپ شدن در اعماق درههائى منتهى ميكند؛ خيلى بايد مراقب بود. قرآن هشدار داده است. در موارد متعدد، در قرآن اين هشدار وجود دارد. يك جا ميفرمايد: «ثمّ كان عاقبة الّذين اساؤا السّوأى ان كذّبوا بأيات اللَّه»؛عاقبت بعضى از كارها اين است كه انسان به آن خانهى بدترين ميرسد كه تكذيب آيات الهى است"
این کلام نه فقط برای سیاسیون که برای هر قلب ترک نخورده امیدوار به لطف خداست.
با این همه باز وقتی به اون جمله امام(ره) می رسم که ملاک وضعیت حال افراد است به عمق حکمت آن پی می برم که تا چه اندازه امام(ره) آینده نگر بوده اند و فراز و فرود خط یاران انقلاب را در نظر داشته اند.
................................................................
گنجینه:
گر نه نفس از اندرون راهت زدی رهزنان را بر تو دستی کی بدی
در خبر بشنو تو این پند نکو بَینَِِ جَنبَیکُم لَکُم أعدی عَدو
سحر کاهی را به صنعت کُه کند باز کوهی را چو کاهی می تند
زشت ها را نغز گرداند به فن نغزها را زشت گرداند به ظن
کار سحر این است کاو دم میزند هر نفس قلب حقایق می کند
آدمی را خر نماید ساعتی آدمی سازد خری را و آیتی
اینچنین ساحر درون تست و سر إنّ فی الوسواس سِحراً مُستتر
مثنوی معنوی مولوی دفتر سوم ۴۰۶۰
پ.ن۱: شاید اگر روزی فرصت شد یادداشت های دانشجویی را هم در این وبلاگ گذاشتم البته همتی والا می طلبد به اندازه هدف والای جومونگ خدابیامرز
پ.ن۲: خدا اون دوستان دانش آموزی رو که عرض کردم حفظ کنه ما که هر چی جدول ضرب بلد بودیم خوندیم آخر نفهمیدیم یک نفر با ۹ تا تجدیدی چطور پزشکی شهید بهشتی قبول می شه
پ.ن۳: ذکر این نکته ضروری است که در بسیاری از جاها ممکن است پای آدم سر بخورد و در مورد سر خوردن ذکر شده در متن٬ دوستان منفی نگر را به تقوا توصیه می کنم تا فکر بد نکنند.
پ.ن۴:با این همه صحبت های آقا من نمی دونم چرا بعضی ها از رو نمی رن این هم ایول دارد به تمام دوست دست اندر کار ساخت سنگ پا در قزوین.